مهر ۲۰، ۱۳۸۸

وقت مطالعه(یازده دقیقه)

11 دقیقه

اثری از : پائولو کوئلیو

در ۲۴ اوت سال ۱۹47 در ریو دوژانیرو برزیل به دنیا آمد. مادر او لیژیا خانه دار و پدرش مهندس بود. اودر دبستان سن ایگناسیو در درس خواند، مدرسه‌ای مذهبی وتعلیمان خشک مذهبی بر او تأثیرات بدی داشت او در کودکی شعر هایی می‌نوشت که مورد استقبال در مدسه قرار می‌گرفت بر اثر فشار های خانواده او در هفده‌ سالگی‌، دو بار در بیمارستان‌ روانی‌ بستری‌ شد و تحت‌ درمان‌ الکتروشک قرار گرفت‌. او مدتی کارگردانی تئاتر می‌کرد و نمایشنامه می‌نوشت .آهنگهای فولکلور برزیلی می‌گفت مدتی در تلوزیون نمایشنامه می‌نوشت اما برای‌ بار سوم‌ هم‌ او رادر بیمارستان بستری‌ کردند.

او در سال ۱۹۸۶ مسیر زیارتی سانتیاگو را طی کرد و در کتابی خاطرات یک مغ ۱987 خاطرات آن را به چاپ رساند.

کیمیاگر معروفترین و پر فروشترین کتاب او است که در ۲۹ کشور جهان به چاپ رسیده و او در سال ۱۹۹۸ دومین نویسنده پرفروش جهان بوده است.

آثار

  • خاطرات یک مغ ۱۹۸۷
  • کیمیاگر ۱۹۸۸
  • بریدا ۱۹۹۰
  • مکتوب ۱۹۹۴
  • مکتوب 2 ۱۹۹۷
  • کوه پنجم۱۹۹6
  • راه نمای رزم اور نور ۱۹۹۷
  • ورونیکا تصمیم میگیرد بمیرد ۱۹۹۸
  • شیطان و دوشیزه پریم 2000
  • زهیر
  • عطیه برتر ۱۹۹۱
  • والکیری ها ۱۹۹۲
  • کنار رود پیدرا نشستم و گریستم ۱۹۹۴
  • قصه هايي براي پدران، فرزندان و نوه ها
  • نامههای عاشقانه یک پیامبر ۱۹۹۷
  • قاموس فرزانگي
  • چون رود جاري باش
  • يازده دقیقه
  • ساحره پورتوبلو
  • برنده تنهاست

یاد حافظ

20 مهر … یاد روزحافظ شیرازی گرامی باد

به یاد حافظ

با صدای فرامرز اصلانی

مهر ۱۹، ۱۳۸۸

کوچه

کوچه140

با صدای کورش یغمایی

شعر از فریدون مشیری

بي تو مهتاب شبي باز از آن كوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خيره به دنبال تو گشتم
شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق ديوانه كه بودم
در نهانخانه جانم گل ياد تو درخشيد
باغ صد خاطره خنديد
عطر صد خاطره پيچيد
يادم آمد كه شبي با هم از آن كوچه گذشتيم
پر گشوديم و درآن خلوت دلخواسته گشتيم
ساعتي بر لب آن جوي نشستيم
تو همه راز جهان ريخته در چشم سياهت کوچه . ابادان
من همه محو تماشاي نگاهت
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشه ماه فرو ريخته در آب
شاخه ها دست بر آورده به مهتاب park ab
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ
يادم آيد تو به من گفتي از اين عشق حذر كن
لحظه اي چند بر اين آب نظر كن
آب آيينه عشق گذران است
تو كه امروز نگاهت به نگاهي نگران است
باش فردا كه دلت با دگران است
تا فراموش كني چندي از اين شهر سفر كن
با تو گفتم حذر از عشق ؟ ندانم
سفر از پيش تو ؟ هرگز نتوانم پارک معلم . ابادان
روز اول كه دل من به تمناي تو پر زد
چون كبوتر لب بام تو نشستم
تو به سنگ زدي من رميدم نه گسستم
بازگفتم كه تو صيادي و من آهوي دشتمmoalem
تا به دام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم
سفر از پيش تو هرگز نتوانم نتوانم
اشكي از شاخه فرو ريخت
مرغ شب ناله تلخي زد و بگريخت
اشك در چشم تو لرزيد
ماه بر عشق تو خنديد
يادم آيد كه دگر از تو جوابي نشنيدم
پاي دردامناندوه كشيدم پارک معلم . ابادان
نگسستم نرميدم
رفت در ظلمت غم آن شب و شبهاي دگر هم
نه گرفتي دگر از عاشق آزرده خبر هم
نه كني ديگر از آن كوچه گذر هم
بي تو اما به چه حالي من از آن كوچه گذشتم

مهر ۱۸، ۱۳۸۸

مهر ۱۷، ۱۳۸۸

وقت مطالعه(خاطرات سفر با موتور سیکلت)

خاطرات سفر با موتور سیکلت

نوشته شده توسط : ارنستو چگوارا

ارنستو چگوارا در 14 ژوئن سال 1928 در شهر روزاريوي آرژانتين متولد شد . پدررش يك مهندس ايرلندي و مادرش اسپانيايي اصل بود . در سال 1953 از دانشكده پزشكي فارغ التحصيل شد و تا سال 1956 در جزام خانه اي واقع در گواتمالا مشغول خدمت افتخار شد . چند بعد در مكزيك با فيدل كاسترو و ديگر انقلابيون كوبايي آشنا شد فيدل براي پيروز به دو تن از يارانش اميد بسته بود يكي ارنستو چگوارا و ديگري دختر 29 ساله به نام سليا سانشه . ارنستو و همرزمانش پس از 4 سال مبارزه در سال 1959 موفق شدند حكومت ديكتاتوري باتيستا را در كوبا سرنگون كنند و به قدرت برسند .

پس از به قدرت رسيدن چريك ها در كوبا پست هاي دولتي متعددي همچون رياست بانك مركزي و وزارت صنايع به او واگزار شد . ارنستو عليرغم تمام مسئوليت هايي كه داشت همواره در كنار مردم و كشاورزان وكارگران در مزارع نيشكر و كارخانه ها به كار داوطلبانه مشغول بود . سرانجام پس از 9 سال خدمت صادقانه به انقلاب و ملت كوبا دكتر ارنستو چگوارا در مارس65 19استعفاي خود را از تمامي پست هاي دولتي و نظامي اعلام و كوبا را به قصد ادامه مبارزه با امپرياليزم و كمك به نهضت هاي آزادي بخش در آمريكاي جنوبي ترك كرد . وي در بخشي از نامه خداحافظي اش خطاب به فيدل كاسترو مي نويسد "ديگر ملل جهان ياري نچندان مهم مرا طلب مي كنند براي من زمان عزيمت فرا رسيده " . ارنستو پس از خارج شدن از كوبا ابتدا به كنگو رفت و در كنار پاتريس لومومبا براي رهايي كنگو از اشغال استعمار مبارزه كرد و سپس به بوليوي رفت و به مبارزين بوليوي پيوست .

از نوامبر 1966 تا اكتبر 1967 چگوارا سرپرستي يك گروه از چريك هاي انقلابي بوليويايي را بر عهده گرفت .تا اينكه در 8 اكتبر 1967 اين قهرمان افسانه اي خستگي ناپذير در هيروراوي توسط ارتش دست نشاند بوليوي زخمي و در شهر "لاهيگورا" توسط عوامل CIA كشته شد .

دكتر ارنستو چگوارا در آخرين لحظات اعدامش خطالب به افسراني كه به سوي او نشانه گرفته بودند ؛

شليك كنيد شما فقط يك چگوارا را مي كشيد

.

اي ايران

سرود ای ایران …ای مرز پر گهر

۲۷ مهر سالروز خلق سرود جاودانه و حماسي " اي ايران " است. اين ترانه دقيقا در 27 مهرماه سال 1323 در تالار دبستان نظامي تهران متولد شد . شعر اين سرود توسط استاد حسين گل گلاب که استاد دانشگاه تهران بود سروده شد. در اين شصت سال، سرودهاى بسيار ساخته و پرداخته شده است ولى «اى ايران» همه آنها را تحت الشعاع خود قرارداده و همچنان صدرنشين شده است.

نام سرود: اي ايران
آهنگساز: روح‌الله خالقي
شعر: دکتر حسين گل گلاب
توليد: حدود سال‌هاي 23ـ1320 زمان اشغال ايران توسط قواي متفقين
نخستين اجرا: 27 مهر 1323 تالار دبستان نظامي (دانشکده‌ي افسري فعلي)

گل گلاب خود انگيزه سرودن «اى ايران» را مشاهده منظره اى در خيابان مى داند که رگ و پى او را تکان داده است. در سال ،۱۳۲۳ زمان اشغال ايران از سوى متفقين از خيابان هدايت در تهران عبور مى کرده که ديده يک سرباز آمريکائى مشغول کتک زدن يک بقال ايرانى است. -روايت ديگرى از زبان گل گلاب از مشاهده بدرفتارى سربازان آمريکائى با زنان و دختران در خيابان مى گويد- قضيه هرگونه که بوده، آرامش درونى گل گلاب را به هم ريخته و او دقايقى بعد در دفتر انجمن موسيقى ملى- در خيابان هدايت- به ديدار خالقى رفته و ماجرا را بازگفته و او را نيز متأثر ساخته است. نتيجه اين تأثير و تأثر اين بوده که بايد با سرود به جنگ دشمن رفت. دست کم با اين کار مى توانسته اند مردم صبور سر به راه و خاموش را برانگيزانند. چنين نيز شده است. گل گلاب مى گويد اين سرود از همان نخستين اجرا "در تقويت روحيه ايرانيان در آن دوران تأثرانگيز" بسيار کارگر افتاده است. يکي از ويژگيهاي منحصر بفرد اين سرود استفاده از لغات فارسي ميباشد و در آن از هيچ لغت غير فارسي و يا عربي استفاده نشده ! و با لحني دلنشين و عاميانه پيغامي بزرگ را براي تمام اقشار چه کوچک و چه بزرگ ميرساند.

آهنگ اين سرود درآواز دشتي توسط روح الله خالقي خلق شد و با توجه به فضاي حماسي و با بهره گيري از نغمه هاي بختياري اين سرود تنظيم گشت.در اجراي نخست اين سرود با کر خوانده شد ولي در دهه بعدي توسط استاد غلامحسين بنان و نيز اسفنديار قره باغي به صورت تک خواني نيز اجرا گرديد.

متن کامل سرود اي ايران :

اي ايران اي مرز پر گهر

اي خاکت سرچشمه ي هنر

دور از تو انديشه ي بدان

پاينده ماني تو جاودان

اي دشمن ار تو سنگ خاره اي من آهنم

جان من فداي خاک پاک ميهنم

مهر تو چون شد پيشه ام

دور از تو نيست انديشه ام

در راه تو کي ارزشي دارد اين جان ما

پاينده باد خاک ايران ما

سنگ کوهت درّ و گوهر است

خاک دشتت بهتر از زر است

مهرت از دل کي برون کنم

برگو بي مهر تو چون کنم

تا گردش جهان و دور آسمان به پاست

نور ايزدي هميشه رهنماي ماست

مهر تو چون شد پيشه ام

دور از تو نيست انديشه ام

در راه تو کي ارزشي د ارد اين اين جان ما

پاينده باد خاک ايران ما

ايران اي خرّم بهشت من

روشن از تو سرنوشت من

گر بارد آتش به پيکرم

جز مهرت در دل نپرورم

از آب و خاک و مهر تو سرشته شد گلم

مهر اگر برون رود تهي شود دلم

مهر تو چون شد پيشه ام

دور از تو نيست انديشه ام

در راه تو کي ارزشي دارد اين جان ما

پاينده باد خاک ايران ما

مهر ۱۶، ۱۳۸۸

متاسفم

تاسف چیست؟ 2cnt7av

جوابی بی نوا

التماسی خاموش

وافسونی رخنه کرده در جان

چگونه بگویم؟

وسخن نیست

وجانم جوجه زردی محشور

غمی ایست بی پایان …

لبخند بخشایشت بادکنکی بی رنگ است

که بر ان نوشته ای

……….

Free Counter and Web Stats