اردیبهشت ۱۷، ۱۳۸۹

شادی

خیلی خوبه که تو رو شناختم واسمتو ... شادترین شادی گذاشتم
هر صبح از خاکسترم بلند میشوم
واز صدای خفته ام پا میشوم  که به تو میگوید" صبح بخیر شادی من "
و چون تورا دوست دارم  ... تمام دنیا را دوست دارم
و همه بچه هایش را وتمام درختانش را و دریاهایش و موجودات نهفته در آن
ماهیگیران را دوست دارم و ماهی ها را و دزدان دریایی ...
وانگشتان استادان که به گچ آغشته است
و پنجره های بیمارستانها که لخت از هر پرده ایست
چون ترا دوست دارم باز دیوانگی در من رخنه کرد
و شادی  آمد و در قاره های خاموش روحم  سکنی گزید
چون ترا دوست دارم ...
باز رنگ به دنیا ی سیاه و سفید  برگشت و همه جا رنگین شد
و آهنگ برگشت به حنجره هایی که درانتظار نشسته بودند
ودوباره قلبم به دویدن در جنگلها پرداخت 
 مثه گوزنی ...  کوچک و سرکش  

اردیبهشت ۱۶، ۱۳۸۹

وقت فیلم (فورست گامپ)



Forrest Gump: My momma always said, "Life was like a box of chocolates. You never know what you're gonna get."

 فورست گامپ (تام هنکس ) : مامانم همیشه بهم می‌گفت زندگی مثل یه جعبه شکلات می‌مونه. هیچوقت نمی‌دونی چی قراره گیرت بیاد

فیلم ...  Forrest Gump ... ببینید
 -1994
کارگردان : رابرت زمکیس
نوشته : اریک روت
هنر پیشگان : تام هنکس ، رابرت رایت پن ، ...

اردیبهشت ۱۲، ۱۳۸۹

باز هم باران

بازهم باران    
در این بهار بی سروتهی که آغشته به سرمای بی کسی ایست ...
بازهم  باران
خروس بی محلی ایست که بی مقدمه بر بام برجهای نیمه ساخته , آهنگ صبحگاهیش را بدون دغدغه میخواند  , بلند ورسا ...
 بازهم باران
آهنگی کما بیش موزون حضور تنومندش را به رخ جاده هایی میکشد که تنها با بارش باران شسته میشوند .
 در چنین روزی  تنها  آهنگ بارونی  در ذهنم تکرار میگردد و تکرار میگردد


 

هیچ پشیمان نیستم

پرده گشوده میشود و بانویی کوتاه قد و لاغر اندام در صحنه ظاهر میشود سالن پر از جمعیتی ایست که  در انتظار وی خاموش مانده اند و موسیقی اغاز میگردد سازها نواخته میشود و صدای زیبا یی چون پرنده ای  بر فراز حضور پرواز میکند و با هر پر زدن رنگین کمانی از نوتهای زیر وبم  بر صفحه ی مبهم احساس بوجود میاورد ....

نه ,هیچ هیچ ... نه من اصلا پشیمان نیستم
نه ,هیچ هیچ ... من از هیچ چیز پشیمان نیستم
نه از خوبی ها .. نه از سرنوشت
نه از خوبی هایی که به من رسیده
نه از بدی هایش هر دو برای من یکسان هستند
نه من از هیچ چیز پشیمان نیستم
نه ,هیچ هیچ ...
پرداخت کردم , پاک کردم , فراموش کردم
برای گذشته اهمیت نداره
با خاطراتم آتش را روشن میکنم
غصه هایم , لذت هایم ,  اصلا به اونها نیاز ندارم
عشقها پاک شدن با انها
برای همیشه پاک کردم .. از صفر شروع کردم
نه , هیچ هیچ ... نه من اصلا پشیمان نیستم

نه ,هیچ هیچ ... من از هیچ چیز پشیمان نیستم
برای اینکه زندگیم  ... برای اینکه شبهایم
امروز...  با تو شروع میشود
ادیت پیاف
آهنگهای ادیت پیاف

فروردین ۰۵، ۱۳۸۹

اسفند ۲۸، ۱۳۸۸

اسفند ۱۹، ۱۳۸۸

بدون شرح

 تخم مرغ های باحال ویژه هفت سین !!!!!











 به یاد مجموعه‌ی آثار برگزیده‌ی  جشواره ی «غزل پست‌مدرن» افتادم ...
  کتاب ... گریه روی شانه ی تخم مرغ !

Free Counter and Web Stats